حتی یادآوریش هم لبخند بروی لبام میاره..تواین چندوقته که نبودم وردل خواهرزاده ی عزیزم بوددم که تازه به حمعمون اضافه شده..خدایا شکرت..
کلی اتفاقات افتاده که خب شاید وقت نشه همشون رو بنویسم.اوم اول خوبه رو بگم اینکه استادم یک کار بهم پیشنهاد داده، میدونی حس غرور بهت دست میده اینکه ایشون ازبین اونهمه دانشجوهاش توی دانشگاه های مختلف تورو انتخاب میکنه لابد چیزی درتو دیده و ازاین بابت مدیون خدای مهربونمم..امیدوارم موفق باشم..
خبر بعدیش رفتم یونی برای کارای فارغ تحصیلی و دیدار مجدد دوستای عزیزترازجونم..نمیدونم اونام ازدیدنم خوشحال شدن یا نه.ازته دل بغلشون کردمشون و بوسیدمشون..دارم سعی میکنم آدمای مهم زندگیم رو عمیق و خالص دوست بدارم یکجوری که انگار فقط امروز زنده ام وشاید فردا پیششون نباشم که اگر اینطور شد به اندازه هزاران سال خوابیدن توحافظم ثبت شده باشه..
اوم خبر بعدیش اینکه شروع کردم برای ارشد خوندن..دیگه امسالو باید باید قبول بشممممممممممم اونم تهران..فکرای بزرگی دارم توی این مغزکوچکم..شاید راه رسیدن به رویاهام سخت باشه اما من باید نهایت تلاشمو بکنم..استادم گفته باید مدرکه زبانتو بگیری اگر که میخوای بورس بگیری برای اونور آب..رشتم متاسفانه اینجا طرفدار و شاید بگم استقبال خوبی نداره اما اونطرف این بررخورد رو ندارن با شهرسازهای عزیزو گرامی..هوووف چقد حال میده حتی فکرکردن به این آرزوهای گنده بک هم خودش خیلی لذت بخشه فبها به تحقق یافتنشووووووووووووووووووون..دوستتون دارم..بار دیگر که اومدم وب دوباره ازاحسااستم مینویسم تا واقعیات ززندگیم..دوستتون دارم..
urban lovely...ما را در سایت urban lovely دنبال میکنید
برچسب: note 54, نویسنده: بازدید: 6